قانون جذب به زبان ساده

[ad_1]

حتما تابحال نام قانون جذب به گوشتان خورده است یا فیلم راز را دیده اید، یا حداقل تئوری آن به گوشتان خورده است. انواع کتاب ها با موضوع قانون جذب هر ساله جزو لیست پرفروش ترین های سایت آمازون و نیویورک تایمز قرار میگیرند. اما جدای از تمامی اطلاعات نامحدودی که این کتاب ها با خود دارند و روش های گوناگون که نهایتا باعث علاقه ای وسواس گونه به یادگیری اطلاعات هرچه بیشتر میشوند و شما را به سردرگمی در انتخاب و انجام دادن دستورالعمل ها می اندازند، میخواهم برای شما اطلاعات اولیه و اصلی و تئوری پایه قانون جذب را توضیح دهم تا شما را از سردرد احتمالی ناشی از این انبوه اطلاعات نجات دهم.

قانون جذب توسط اشخاص مختلفی از جمله والاس دی واتلز، ناپلئون هیل، دیل کارنیگی، باب پراکتور، جو ویتال، استر هیکس و بسیاری افراد دیگر معرفی شده است. وجه مشترک تمامی افراد اطلاعات اصلی قانون جذبی است که به خوانندگان خود ارائه میدهند.

اما حالا قانون جذب چیست؟

قانون جذب به این معنی است که آدمی هرآنچه به آن فکر کند، جذب زندگی و تجربه ی خود می کند. اما این تنها به فکر محدود نمی شود. چیزی که کمتر میبینیم در کتاب های اشخاص نام برده شده کاملا به آن اشاره شود.

فکر تنها وقتی که بار احساسی ای همراه خود نداشته باشد نمیتواند موثر ایجاد تغییری در زندگی تان باشد.

قانون جذب بر این اساس کار می کند که شخص با توجه به موضوعی افکاری دارد و در نتیجه این افکار احساسی پیدا میکند که این احساس به کائنات فرستاده شده و باعث می شود تا نتیجه آن به شخص بازگردد.

به عبارتی ساده تر شما فکر میکنید، افکار شما بار احساسی دارند، احساسات انرژی خود را به کائنات ارسال میکنند، و شما نتیجه ی این احساسات را با اتفاقات بعدی در زندگی خود خواهید دید. پس اگر در این لحظه خوشحال هستید، اتفاقاتی که برای شما می افتند تا زمانی که همچنان خوشحال بمانید در معرض جذب اتفاقات و وقایعی خوشحال کننده خواهید ماند. این طور که پیداست ما بارها به طور ناخودآگاه بسیاری از وقایع زندگی خود را جذب میکنیم. مانند زمانی که در اوج عجله به تمامی چراغ قرمز های مسیرمان برمی خوریم.

حتی وقتی که خواسته ای داریم و کاملا از خواستن آن اطلاع داریم هم همین روند را به طور خودآگاه انجام می دهیم.

به طور کلی در هنگام تقاضاها و خواسته های خود اینگونه عمل میکنیم.

1. ابتدا درخواست میکنیم. این درخواست می تواند هرچیزی باشد. شغل بهتر. پول بیشتر. داشتن شریک در زندگی. روابط بهتر. موفقیت های کاری و تحصیلی و یا هرچیز دیگری.

2. کائنات به آن پاسخ می دهد. این بخش از پروسه درخواست همیشه به عهده کائنات بوده و توسط کائنات پاسخ داده می شود.

3. شخص خود را با داشتن خواسته اش هم جهت و هم سو کرده و از این طریق آن را دریافت میکند. این همسویی فکری و احساسی است.

جالب است بدانیم که نیازی نیست حتما به خود خواسته مان فکر کنیم تا درخواستی را به کائنات فرستاده باشیم. همین که بدانیم چه چیزی را نمی خواهیم عملا درخواستی برای آنچه بجای این شرایط ناخواسته می خواهیم را به کائنات فرستاده ایم و تنها کافی است تا خود را با حس داشتن خواسته خود منطبق کنیم تا درخواست خود را دریافت کنیم.

پس نیازی به انجام روش های پیچیده و گاها سخت برای رسیدن به خواسته ها نیست. کافی است انقدر آگاهی به خرج دهیم تا بدانید چه زمانی حستان خوب و چه زمانی حستان بد است و از این آگاهی چقدر استفاده می کنید تا روی احساس و افکار مثبت خود تمرکز کنید.(سیارک)

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *