موفقیت کوانتومی – قسمت دوم

[ad_1]

نگاه به گونه­ ای دیگر

پایه و اساس موفقیت کوانتومی، یعنی موفقیتی که در فیزیک نوین ریشه دارد، همان‌گونه که در قسمت اول ذکر شد انتقال دید فرد از یک افق به افق‌های بالاتر است، با این توضیح که فردی که دارای اندیشه کوانتومی است خود و پدیده‌های اطراف را آن‌گونه که دیگران – و از آن جمله خودش پیش از تغییر افق دید – می‌بینند نمی‌بیند و از همین روست که برای فردی با این اندیشه مشکلات، مسائل، امکانات، توانایی‌های فردی و محیطی و … به‌گونه‌ای دیگر هستند. دو فرد یکی مجهز به تفکر کوانتومی و دیگری نه، به یک موقعیت واحد نگاه می‌کنند اما آن را به شکل واحد نمی‌بینند. به‌احتمال‌زیاد این جمله معروف را شما نیز شنیده‌اید که «انسان‌های خارق‌العاده وجود ندارند بلکه انسان‌های عادی هستند که تصمیم می‌گیرند کارهای خارق‌العاده انجام دهند» این تصمیم‌گیری و این خارق‌العاده شدن همگی فرآیندی کوانتومی بوده و محصول یک تغییر افق می‌باشد. فردی که کیفیت زندگی خود را از یک شرایط نامناسب، با خواست و اراده خود به یک شرایط ایدئال و عالی، چنان تغییر می‌دهد که به‌ظاهر غیرممکن و نامأنوس می‌نماید درواقع می‌توان گفت یک تغییر کوانتومی را تجربه کرده است.

موفقیت کوانتومی و نگاه همه جانبه نگر

داشتن نگاه چندبعدی به اطراف و افراد و موقعیت‌ها نشانه بارز انسان‌های با دید کوانتومی است. انسان کوانتومی نه‌تنها همانند افراد عادی به قضایا نگاه می‌کنند بلکه از چندین بعد و افق متفاوت مسائل را ارزیابی و واکاوی می‌کنند. انسان کوانتومی چشمی باز و روشن‌بین دارد و هستی را به شکلی واحد و پیوسته به هم تجربه می‌کند.

اتفاقات بد برای همه انسان‌ها بد است اما انسان کوانتومی (منظور انسان دارای نگاه کوانتومی) در عمق، قبل و بعد اتفاقات بد نیز خوبی و فراوانی می‌بیند. انسان کوانتومی از دل هر ویرانه‌ای گنجی استخراج می‌کند و هر خرابه‌ای را به قصری تبدیل می‌کند. در زندگی‌نامه انسان‌های موفق به‌دفعات شاهد شکست‌ها و ویرانی‌های عظیم هستیم. بارها هر آنچه رشته‌اند پنبه شده و به ابتدای خط رسیده‌اند که اگر همین اتفاقات برای انسان‌های معمولی می‌افتاد آن‌ها به آخر خط رسیده و دست از تلاش و کوشش کشیده و خود را وا می‌دهند.

موفقیت کوانتومی و نگاه ریزبین

ویژگی دومی که از نگاه کوانتومی به پدیده‌ها و اتفاقات حاصل می‌شود ریزبینی و دقیق دیدن اتفاقات است. انسان‌های کوانتومی دقت نظر بالایی در رصد پدیده‌ها دارند و ابعاد مختلفی از یک پدیده را می‌بینند. مردم عادی تنها مو می‌بینند و آن‌ها پیچش مو. انسان‌های کوانتومی همانند یک شطرنج‌باز حرفه‌ای چند حرکت جلوتر را پیش‌بینی می‌کنند.

تئوری بازی ها

در علوم استراتژیکی مانند علوم سیاسی و مدیریت یک تئوری مهم برای تحلیل مسائل پیش از وقوع آن‌ها وجود دارد به نام تئوری بازی‌ها. در این تئوری قبل از اینکه دست به اقدام زد باید در ذهن یا بر روی کاغذ –همانند بازی- تمام مراحل را باید پیش رفت یا پیش‌بینی کرد: اگر قدم «الف» را برداریم به نقطه «ب» می‌رسیم و در نقطه «ب» دو راه داریم «پ» و «ت» اگر «پ» را برگزینیم به نتیجه «ج» می‌رسیم که مطلوب ماست اما اگر «ت» را انتخاب کنیم به نقطه «چ» می‌رسیم که مطلوب ما نیست. پس باید قدم‌ها طوری برداریم که در مسیر «پ» قرار داشته باشیم تا به نتیجه مطلوب برسیم.
البته این بازی به این چند مرحله ختم نمی‌شود و گاه ممکن است تا ده‌ها مرحله و با ده‌ها شاخه پیش برود که باید همه را به شکل ذهنی آزمود و آنگاه تصمیم به اقدام گرفت. انسان کوانتومی نیز همین ویژگی را دارد یعنی همانند بازی تئوری‌ها مراحل را قدم‌به‌قدم به شیوه ذهنی می‌آزماید و تا از نتیجه‌بخش بودن انتخاب خود مطمئن نباشد دست اقدام نمی‌زند. هرچند با همه این اوصاف ممکن است شکست را نیز تجربه کند اما ناامیدی را هرگز…

موفقیت کوانتومی و نگاه خلاق

ویژگی سومی که از داشتن نگاه کوانتومی حاصل می‌شود خلاقیت است. پایه عملکرد انسان‌های کوانتومی بر خلاقیت و ابتکار عمل استوار است. انسان‌های کوانتومی مبتکرانه عمل می‌کنند و کمتر به تقلید و پیروی کردن اقدام می‌کنند. هرچند از تجارب دیگران استفاده می‌کنند اما همیشه جوهری از خلاقیت و نوآوری در کارشان مشاهده می‌شود که حاصل همین نگاه متفاوت آن‌هاست. همین خلاقیت است که منجر به جهش‌های کوانتومی در زندگی انسان‌های موفق می‌شود.

ادامه دارد

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *